ازدواج با همسر پسر خوانده چه حکمی دارد !؟
یکی دیگر از تهمت هایی که به پیغمبر اسلام می زنند موضوع ازدواج آن حضرت با زینب است ، که می گویند چون محمد (ص) به دختر عمه اش محبت داشت با دسیسه هایی طلاق او را از شوهرش گرفت ، و او را به زنی اختیار کرد !
زینب که بود ؟
زینب دختر عمه رسول اکرم (ص) بود و آن حضرت از کودکی او را بزرگ کرده و از جمال و زیبایی او کاملا با اطلاع بود و این چیز تازه ای نبود که پیغمبر (ص) بعد از اینکه او شوهر کند به او علاقمند شود . بلکه از کودکی کاملا او را می دید و در برابر پیغمبر بزرگ شده بود . تا اینکه داستان زید بن حارثه پیش آمد .
زید مردی بود بنده و غلام ، که پیغمبر (ص) او را خریده بود و آزاد کرده بود ، و از وطن خود به خاطر پیغمبر (ص) دست کشیده بود و حتی پدر او وقتی آمد او را ببرد نرفت و محضر رسول اکرم را بر شهر و وطن خود ترجیح داد . پیغمبر به واسطه ایمان و شخصیت و ذکاوت و تقوای عجیب او به او فرمودند : تو فرزند من هستی و به مردم فرمود به او زیدبن حارثه نگویید ، بلکه زید بن محمد بگویید .
در این هنگام زید کم کم احتیاج به ازدواج داشت و پیش پیغمبر آمد و قضیه را گفت ، از طرفی زینب که دختر عمه حضرت بود در امر زناشویی با آن حضرت مشورت کرد . پیغمبر برای زینب صلاح دید با زیدبن حارثه که جوانی متقی بود ازدواج کند . زینب در مرحله اول راضی نبود ، زیرا او از قبیله بزرگ و دارای زیبایی و وجاهت بود ، و زید بن حارثه آزاد کرده رسول اکرم (ص) بود ، و از طرفی مال و وجاهت نداشت ، ولی چون پیغمبر درباره تقوی و پرهیزگاری زید برای زینب خیلی صحبت کرد ، زینب راضی شد و این ازدواج سرگرفت .
مدتها بعد در اثر اینکه این زن و شوهر اخلاقشان با هم وفق نمی داد ، نتوانستند با هم زندگی کنند و زیدبن حارثه چون پیغمبر این کار را برایش کرده بود طبعا شکایت نزد آن حضرت آورد و از زنش گله کرد ، که او نزد من مباهات می کند ، پیغمبر او را امر به صبر کرد و فرمود : با او بساز .
در عین حال وحی به او رسیده بود که زینب عاقبت زن توست ، از این جهت نمی خواست این حقیقت را به زید بگوید . مرتب او را نصیحت می کرد تا اینکه بالاخره زید زینب را طلاق داد و پیغمبر در محذور عجیبی محاصره شده بود ، زیرا او بود که زینب را وادار کرده بود . برای اینکه زینب از سرگردانی نجات یابد و به عظمت او و قبیله او صدمه ای نخورد ، زینب را به عقد خود در آورد . البته بعد از گذشتن عده ی مخصوص .
البته غیر از این جهت عواملی دیگر نیز باعث شد که پیغمبر زینب را به عقد خود در آورد ، که یکی این بود که مردم جاهلیت پسر خوانده را مثل پسر می دانستند و به او ارث می دادند و زن او را نمی گرفتند . پیغمبر خواست با این عادت جاهلانه و خرافی مبارزه کند .
دیگر اینکه چون زید مرد شایسته و با تقوایی بود امکان داشت بعد از رسول اکرم (ص) جمعی به او بگویند تو چون پسر رسول خدایی باید خلیفه باشی و حق علی بن ابیطالب (ع) غصب می شد از این جهت رسول اکرم (ص) به این عمل مبادرت کرد .
اکنون به آیات قرآن در این باب توجه کنید :
فلما قضی زید منها وطرا ً زوجنا کها لکی لایکون علی المومنین حرج فی ازواج ادعیائهم اذا قضوا منهن وطرا ً وکان امرالله مفعولا ( سوره احزاب آیه 37 )
یعنی ، چون زید احتیاج خود را از زینب به پایان رساند ( یعنی دیگر با او کاری نداشت و تصمیم طلاق داشت ) ما آن زن را به تو تزویج کردیم تا اگر مومنین خواستند زنهای پسر خوانده های خود را تزویج کنند بر آنها حرجی نباشد . پس از آنکه پسر خوانده های آنها احتیاج خود را از زن ها به پایان رساندند و حکم خدا شدنی است .
در این آیه تصریح شده است که پیغمبر (ص) عامل طلاق زینب نبود بلکه خود زید تصمیم طلاق داشت زیرا می فرماید : " چون زید احتیاج خود را از زینب به پایان رساند " .
نکته دیگر اینکه ازدواج پیغمبر با زینب کاملا از روی بی اختیاری پیغمبر بوده است و فقط پیغمبر از امر خدا اطاعت کرده است و خدا به این امر دستور داده است و اصلا جنبه شهوترانی نداشته است زیرا می فرماید :
زوجناکها : یعنی ، ما که خدا هستیم آن را به تو تزویج کردیم و این امر را صادر کردیم .
و در همین سوره و همین آیه در ابتدا ، قرآن از زبان پیغمبر می فرماید :
امسلک علیک زوجک و اتق الله :
یعنی ، قرآن شهادت می دهد که پیغمبر زید را نصیحت کرده که زنت را نگهدار و از خدا بترس . ولی زید چون با زینب توافق اخلاقی نداشتند نصیحت پیغمبر را گوش نکرد و زینب را طلاق داد . آری این بود خلاصه داستان زید و زینب و رسول خدا (ص) .
مسیحیان چون هیچ گونه ایرادی از خود اسلام و قرآن ندارند این مسائل پیش پا افتاده را مطرح می کنند تا اسلام و پیغمبر آن را متهم کنند . گرفتن زن پسر خوانده بعد از انجام عده در کدام مذهب حرام است ؟ آیا پیغمبر با این عمل خود یعنی با زناشویی با زینب ، از شکست روحی و نابسامانی یک زن جلوگیری نفرمود ؟ آری اینهاست نمونه ایرادات دشمنان اسلام !!
دائرة المعارف شیعه