چرا پیامبر اکرم همسران متعدد داشتند ؟
یکی از اشکالاتی که دشمنان اسلام مخصوصا مسیحیان بر اسلام می گیرند این که می گویند با اینکه در اسلام اجازه تزویج بیش از چهار زن داده نشده ، چرا پیغمبر در زمان موت 9 زن داشت ؟
باید عرض کنم : این عمل پیغمبر (ص) بر خلاف دین خودش نبوده ، زیرا همان خدایی که برای همه چهار زن حد معین کرد ، حد زنان را برای او 9 نفر معین کرد و خیلی اتفاق می افتد در مسئله ای بنا بر مصالحی برای پیغمبر (ص) واجب می باشد .
ثانیا آن آیه ای که در قرآن صراحت دارد به گرفتن چهار زن و بیشتر از آن را اجازه نداده ، در سال هشتم هجری در مدینه نازل شد آن هم در اواخرش ، یعنی ابتدای سال نهم ، و این آیه وقتی نازل شد که پیغمبر (ص) زنان خود را گرفته بود و چاره ای نداشت و حتی از طرف خدا به او وحی شد که اجازه نداری زنانت را طلاق گویی و یا آنها را تبدیل کنی .
سوره احزاب آیه 52 می فرماید :
لایحل لک النساء من بعد و لا ان تبدل بهن من ازواج و لو اعجبک حسنهن .
یعنی ، حلال نیست بر تو ای پیغمبر زنی بیش از آنچه داری و نمی توانی آنها را تغییر دهی ، حتی اگر زیبایی زنی تو را به تعجب وا دارد نمی توانی با او ازدواج کنی .
بنابراین رسول اکرم (ص) عملی بر خلاف قرآن انجام نداده و کاملا مطیع خداوندی بوده است .
و اما درباره اینکه به پیغمبر (ص) نسبت شهوترانی داده اند ، این حرف کاملا برخلاف واقع است . زیرا پیغمبر دوران جوانی خود را با همان زن اولش خدیجه زندگی نمود و زنان متعدد خود را از سن پنجاه به بالا گرفت ، آنهم در در فصل و دوره ای که هیچ فرصتی برای پیغمبر (ص) نبود و همه اوقات آن حضرت صرف جنگ ها و مبارزات و کارهای ابتدایی شد و وقتی برای شهوترانی باقی نمی ماند . گذشته از آن به جز عایشه کلیه زنان پیغمبر بیوه بودند و شوهر یا شوهرانی قبل از پیغمبر (ص) داشتند ، و هم سنشان از پیغمبر خیلی بیشتر بود .
بنابراین ازدواج پبغمبر(ص) با بیوه زنان و پیرزنان بوده و با این اوصاف که گفته شد آیا پیغمبر قصد شهوترانی داشته ؟ خودتان قضاوت کنید ! چرا با بیوه زنان ازدواج می کرد ؟ از دشمنان اسلام بپرسید .
بزرگترین و مهمترین هدف پیغمبر از گرفتن زنان متعدد :
" ایجاد صلح و وحدت بین قبائل عرب بود "
زیرا رسول خدا در میان مردمی زندگی می کرد که منطق و استدلال و علم نمی فهمیدند ، همه ی روح آنها از تعصب موج می زد ، تعصب بود که هر حرکتی را در آنها به وجود می آورد و حتی تعصب بود که به غریزه و فطرت انسان دوستی پرده می آویخت و فرزندان خود را به قتل می رساندند ، و تاسف آور اینکه روی تعصب قبیله گی و اینکه ما بهتریم ، همیشه قبائل در زد و خورد بودند و با هم نمی ساختند . به خصوص اینکه درین و روش تازه ای جلوی روشهای آباء و اجدادی آنها را می گرفت ،
و درعین حال به اصطلاح معروف عرب ها یک نقطع ضعف و رگی خوابی داشتند که در آن موارد باز تعصب عامل می شود که تعصب نورزند . مثلا اگر در مقابل بت بزرگ سوگند می خوردند محال بود عهد را بشکنند یا اگر یک نفر مجرم به قبیله ای پناهنده می شد ، تمام قبیله خود را برای دفاع از او آماده می کردند ، حتی اگر مجرم پسر یکی از افراد همان قبیله را کشته بود و حالا پناهنده شده بود .
در پناه همین تعصبات ، اعراب با دو کس ننگ داشتند بجنگند : یکی هم قبیله ، دیگر فامیل .
بنابراین پیغمبر اسلام (ص) می دید برای کوبیدن تعصب های آنها راهی بهتر از این نیست که از تعصب های دیگر آنها استفاده کند . از این جهت از هر قبیله زنی گرفت تا هم با آنها فامیل شده باشد ، و هم همه او را اهل قبیله خود بدانند ، و طبعا یک وحدت و صلحی بین قبائل ایجاد گردد .
سند ما در این گفته این است که پیغمبر(ص) زنان خود را از یک قبیله نگرفت ، بلکه هر یک از یک قبیله بودند : عایشه از بنی تمیم بود ، حفصه از بنی عدی بود ، ام السلمه از بنی مخزوم بود ، سوده از بنی اسد بود ، زینب دختر جحش از بین امیه بود ، میمونه از بنی هلال بود ، صفیه از بنی اسرائیل بود و ... .
دائرة المعارف شیعه