مشاهده زنده

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

 

خدمات موسسه

آژانس مسافرتی مفید پرواز

دفتر وکالت و مشاوره حقوقی

مشاوره ازدواج و خانواده

آموزش رایانه و اینترنت

آموزش زبان انگلیسی

کلاس های درسی تقویتی

کلاس های اخلاق ویژه آقایان

کلاس های دینی ویژه بانوان

کلاس های ورزشی ویژه بانوان

کلاس های ویژه کودکان

پاسخگویی به سوالات شرعی

دریافت وجوهات شرعی

...و

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آیا معراج پیامبر اکرم واقعا جسمانی بود ؟

 

اصل معراج را تمام فرق اسلام قبول دارند ، ولی بطور کلی دو دسته پیرامون معراج اشکالاتی دارند:

اول آنها که خود معراج را قبول دارند و مسلمانند و اعتراف به قرآن دارند ولی می گویند : معراج جسمانی نبوده ، بلکه روح پیامبر (ص) بالا رفته و دسته دوم می گویند : داستان معراج با علوم روز و عقل وفق نمی دهد و آن را خرافی می شمارند .

اما در جواب دسته اول باید بگویم : معراج پیامبر اسلام جسمانی و با همین بدن عنصری بوده ، به دلیل آیات قرآن و احادیثی که از ائمه به ما رسیده است و اکنون فقط به بررسی آیات قرآن می پردازیم :

1- همه کسانی که معراج را فقط روحانی می دانند وقتی به کلمه عبد می رسند ( سبحان الذی اسری بعبده ) که خدا فرموده عبدش را سیر داد ، وقتی می پرسیم مگر " عبد " به معنای انسان کامل مرکب از روح و جسم نیست ؟ فورا مشغول سفسطه می شوند . آری در سراسر قرآن هرجا کلمه عبد استعمال شده در مورد یک انسان کامل مرکب از روح و جسد آمده ، زیرا انسان بدون جسم از مجردات است و بدون روح از مادیات است و در هیچ صورت انسان نیست و نمی شود به او عبد یعنی بنده گفت .

2- در سوره نجم آیه 19 ، می فرماید :

 لقد رآی من آیات ربه الکبری ، یعنی او در شب معراج آیات بزرگ خدای خود را دید .

 در اینجا اگر بخواهیم معراج را روحانی بدانیم باید متن قرآن را به میل خود عوض کنیم و بدون دلیل معنای حقیقی را به مجازی تبدیل کنیم . یعنی " رویت " اگر به معنای حقیقی باشد به معنای " با چشم دیدن  " است . اگر بگوییم معراج در خواب بود یا با روح بوده کلمه  " رویت " استعمالش مجازی می شود . پس ، لَقَد رآی : یعنی در حال بیداری با چشم خود دید .

3- در سوره نجم آیه 11 می فرماید :

 ما کذب الفؤاد ما رآی ، یعنی آنچه را چشمش دید دلش تکذیب نکرد .

 چون انسان گاهی ممکن است چیزی را چشمش ببیند ولی دلش در شک باشد ، مثلا در بیابان چیزی را از دور ببیند ، نمی داند کوه است ، انبوه درخت است ، تل خاک است ، چیست ؟ . مردم ممکن است بگویند آن همه اتفاقات مهم که در یک شب برای پیغمبر رخ داده به نظرش آمده و چیزهایی  وهمی از جلو چشمش رژه رفته اند ، و اصل حقیقی در کار نبوده ، چیزهایی را جلو چشمش مجسم کرده اند . از این جهت خدا می فرماید : قلبش تکذیب نکرد و در شک نبود آنچه را دید.

4- در سوره نجم آیه 18 می فرماید :

 ما زاغ البصر و ما طغی ، یعنی نگردید چشم او به جانبی و نه تجاوز کرد . 

در این آیه صریحا کلمه  " بصر " را استعمال می کند یعنی : چشم . و دیگر جای شکی باقی نمیگذارد . یعنی او در این سفر از خط سیری که برای او معنی شده بود تجاوز نکرد و چشمش انحراف پیدا نکرد و طغیان ننمود .

5- در آیه  ( سبحان الذی اسری بعبده ... )  کلمه " سبحان " ، کلمه تنزیه است و معمولا در قرآن وقتی به کار برده می شود که دنبال آن امر عجیب و مهمی را بیان می کند . معراج روحانی چندان مهم نیست که خدا با این همه عظمت از آن یاد کند و کلمه تنزیه اول آیه بیاورد . 

6-  در سوره نجم آیه 12 می فرماید :

افتمارونه علی ما یری ، یعنی آیا شما کفار با او مجادله می کنید درباره آنچه که او دیده !

طبق این آیه معلوم می شود مردم هم تعجب می کردند و هم مجادله می کردند . در صورتی که اگر معراج پیغمبر در خواب بود و روحش به آسمان ها رفته بود اصلا کوچکترین تعجبی و مجادله ای نداشت ، زیرا هر کس در خواب روحش خیلی چیزها را می بیند . پس مجادله و تعجب آنها نشانه این است که معراج جسمانی و با بدن عنصری بوده است .

واقعا جای بسی شگفتی است که افرادی به نام مسلمان ، قرآن را قبول داشته باشند و معراج جسمانی را به دلیل اینکه عجیب است باور نکنند ؟ در حالی که در قرآن مسائلی وجود دارد از معراج خیلی عجیب تر است ، و البته این مسائل در همه کتب آسمانی وجود دارد و حتی در قرآن چیزهای شگفت انگیز نظیر معراج وجود دارد مثل داستان آوردن تخت ملکه سبا که در یک چشم به هم زدن ، تخت ملکه سبا را سلیمان از هزاران کیلومتر راه به مرکز خود آورد ، که در قرآن در سوره نمل آیه 39 به بعد ، راجع به این مطلب بحث می کند که

وقتی سلیمان گفت کیست که رفته و تخت ملکه سبا را بیاورد ؟ عفریتی از جن گفت : من می آورم آن را قبل از اینکه از جایت بلند شوی . ولی در آن مجلس شخصی بود به نام آصف بن برخیا که قرآن می گوید :

قال الذی عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک ،

 یعنی : گفت آن کس که در نزد او بود علمی از کتاب : ای سلیمان من تخت او را خواهم آورد قبل از اینکه چشم تو حرکت کند و اتفاقا این کار را کرد ، زیرا قرآن در آیه 40 همین سوره می فرماید :

فلما رآه مستقرا ً عنده ، یعنی : وقتی سلیمان به خود آمد ، دید تخت در برابر اوست با ملکه که روی آن نشسته !!

باز در همین قرآن ذکر کرده که ، حضرت ادریس با همین بدن خاکی به آسمان رفت و آنجا قبض روح شد . سوره مریم آیه 57 می فرماید : و رفعناه مکانا علیا ، یعنی : او را بالا بردیم ، مکانی بلند.

باز در همین قرآن تصریح میکند که حضرت عیسی را خداوند هنگامی که از دست قوم یهود نجات داد به آسمان بالا برد و هم اکنون زنده و در آسمان هاست ، و این مطلب را در سوره نساء آیه 157 می فرماید : و ما قتلوه و ما صلبوه ولکن شبه لهم ، یعنی او را نکشتند و او را مصلوب نکردند ، بلکه امر بر ایشان مشتبه گشت و سپس می فرماید  :

بل رفعه الله الیه و کان الله عزیزا ً حکیما ، یعنی : بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد و اوست بر هر چیز با نیرو و حکیم .

و اما دسته دوم آنهایی هستند که می گویند :

در داستان معراج مطالب ضد عقل زیاد است و باور کردنی نیست ، کسی در یک شب این همه چیزهای دیدنی را ببیند و این همه کارها را انجام دهد ، در این باب باید بگویم اتفاقا در معراج مسئله ای که محال عقلی باشد وجود ندارد هر چه هست مسائل عجیب است نه ضد عقل . آری چند قرن قبل هواپیما ، موشک ، زیر دریایی و رفتن به کرات آسمان به فکر و سلیقه و عقل مردم آن زمان مطابق نمی آمد و آن را باور نمی کردند ، باور نمی کردند که مغز الکترونی ساخته شود و بشر در دل ذره اتم راه یابد .

درباره معراج هم باید عرض کنم هر چه به عقب برگردیم تعجب معراج زیادتر می شود و هر چه به جلو برویم باور کردن آن آسان تر می شود . زیرا بشر امروز توانسته مقدار زیادی از راه عروج به آسمان ها را بپیماید . با اینکه نظیر داستان معراج در کتب آسمانی برای مردان آسمان سابقه داشته و از طرفی این کار از طرف خدای علم است ، خالق علم است ، باور نمی کنیم و مجادله می کنیم ، هیچ کاری را از علم بعید نمی دانیم ولی از خالق جهان و خالق آفرینش ، معراج را بعید می دانیم !

 

دائرة المعارف شیعه