مشاهده زنده

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

 

خدمات موسسه

آژانس مسافرتی مفید پرواز

دفتر وکالت و مشاوره حقوقی

مشاوره ازدواج و خانواده

آموزش رایانه و اینترنت

آموزش زبان انگلیسی

کلاس های درسی تقویتی

کلاس های اخلاق ویژه آقایان

کلاس های دینی ویژه بانوان

کلاس های ورزشی ویژه بانوان

کلاس های ویژه کودکان

پاسخگویی به سوالات شرعی

دریافت وجوهات شرعی

...و

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آیا شق القمر واقع شده بود ؟

 

اجتماع مسلمین را عقیده این است که یکی از معجزات رسول اکرم (ص) این بوده که ماه را بنا به خواهش کفار به دو نیم کرده است . و در این باب شیعه و سنی و سایر فرق اسلام هم عقیده هستند ، و خود قرآن نیز در آیه ای به این مطلب اشاره می کند ( سوره ی قمر آیه 1 و 2 ) :

اِقتَرَبَتِ السّاعة وَ انشَقَّ القَمَرُ ، وَ اِن یَرَوا آیة  یُعرِضُوا وَ یَقولوا سِحرٌ مُستَمِر

قیامت نزدیک شد و ماه به دو نیم شد و اگر مردم ببینند معجزه ای ، اعراض می کنند و می گویند این سحر و جادوئی دائمی است .

قبل از اینکه داستان شق القمر را بیان کنیم خوب است به اشکالاتی که دشمنان اسلام درباره این آیه عنوان می کنند اشاره کنیم .

 آنها می گویند از جمله  " نزدیک شد قیامت " معلوم می شود که یکی از علائم آخر الزمان و نزدیک شدن قیامت دو نیم شدن ماه باشد ، و این آیه مربوط به معجزه پیغمبر نیست . بلکه از علائم نزدیک شدن قیامت است  .

در این باره باید عرض کنم از روز اول جهان تا زمان پیغمبر اسلام (ص) مرتب پیامبرانی برای بشر می آمدند و هر یک معجزه ای داشتند و کارهای خارق العاده می کردند خداوند در این آیه در عین اینکه می خواهد معجزه پیغمبر اسلام را بیان کند ، در عین حال می خواهد بگوید :

« این معجزه آخرین معجزه ای است که به وقوع می پیوندد و بعد از آن دیگر پیغمبر و معجزه ای نیست » . و بلافاصله قیامت است . یعنی شق القمر و قیامت مانند دو انگشت به هم چسبیده است .

گذشته از این در صریح آیه آمده است : انشق القمر ، یعنی ماه دو نیم شد نه اینکه دو نیم خواهد شد .

ثانیا : اگر دو نیم شدن ماه مربوط به آخر الزمان باشد کلمه سحر معنی ندارد . زیرا همیشه سحر را به یک ساحر نسبت می دهند ، و دیده یا شنیده نشده که به عمل طبیعی نسبت سحر بدهند . بنابراین معلوم می شود که این عمل از پیغمبر ( ص) که به آن حضرت نسبت سحر و جادوگر داده اند ، و خود به خود این عمل در آینده به وقوع نخواهد پیوست .

ثالثا : آیه ی بعد از این آیه مطلب را بیشتر روشن می کند و می فرماید :

وَ کَذبُوا وَ اتَّبَعُوا اَهواءَهُم

یعنی : سپس تکذیب کردند و از خواهش های نفسانی خود پیروی کردند .

 از این آیه معلوم می شود :

اولا : شق القمر واقع شده

و ثانیا : مردم تکذیب کرده اند و مثل همیشه ایمان نیاورده اند .

ثالثا : معلوم می شود تکذیب بعد از رؤیت بوده است .

رابعا : معلوم می شود شق القمر برای هدف خداشناسی بوده ، زیرا به آن  " آیة "  لقب داده اند . آیت یعنی چیزی که انسان به خدا پی می برد . پس معلوم می شود قبلا قراردادهایی بسته شده ، و کفار آیت ( معجزه ای ) می خواسته اند و خدا هم در قرآن شق القمر را آیت لقب داده ، یعنی نشانه ای که انسان را به خدا نزدیک کند ، ولی اگر بگوییم دو نیم شدن ماه قبل از قیامت رخ می دهد این دیگر آیت نیست و بلکه یک عمل طبیعی است که عاملش طبیعت است . هزاران مرتبه خسوف و کسوف می شود ، خیلی اتفاق می افتد مثل زلزله ، یا ستاره ای منفجر می شود و ... اینها آیت نیست بلکه عمل طبیعت است .

خامسا : از کلمه  " کذبوا "  معلوم می شود که از آنها تصدیق خواسته اند و آنها تکذیب کرده اند . زیرا همیشه تکذیب و تصدیق با هم می آیند . مثلا در امری از انسان تصدیق و اعتراف می خواهند ولی انسان تکذیب می کند ، اگر شق ماه مربوط به آخر الزمان باشد از کسی تصدیق نخواسته اند تا تکذیب کند . اصلا خود  کلمه  "کذبوا "  می رساند که مردم خودشان این عمل را از پیغمبر(ص) خواسته بودند و وعده تصدیق داده بودند و بعد می فرماید : اتبعوا اهوائهم ، یعنی مطابق عقل رفتار نکردند و به قولی که داده بودند عمل نکردند و پیروی از هوای نفسانی کردند .

سادسا : ما این مطلب را می دانیم که همیشه آیات قرآن احتیاج به روایت دارد و باید عرض کنم صدها نفر از مسلمین و غیره این منظره را دیدند و هر کدام روایاتی نقل نمودند و اصحاب پیغمبر (ص) این مطلب را ذکر کرده اند و شیعه  و سنی در روایات خود به آن اشاره کرده است .

و خلاصه داستان این چنین است که :

ابوجهل به کفار پیشنهاد کرد که محمد ساحر است ، سحر او در زمین اثر می کند ، چیزی در آسمان از او بخواهیم . و آن شب ، شب چهاردهم ذی الحجه بود که آنها خدمت آن حضرت آمدند و گفتند : اگر تو ادعای نبوت داری ماه را برای ما دو نیم کن تا به تو ایمان بیاوریم  . آن حضرت دعا کرد و ماه به دو نیم شد و سپس سر به سجده گذاشت و شکر کرد ، و بعد از آن  دوباره با اشاره آن حضرت ماه به حال اول برگشت . کفار گفتند اکنون قافله ها از راه می رسند ما از آنها می پرسیم اگر آنها این منظره را دیده بودند که معلوم می شود حقیقت است ، واگرنه پیداست که جادوست ، همه در کنار دروازه آمدند و کاروانیان به محض ورود اول آنها ابتدای کلام کردند و از کفار پرسیدند آیا ماه را دیدید که دو نیم شد یا نه ؟

و پر واضح است که شبها عرب ها در صحراها تمام نگاهشان به آسمان و ستاره هاست و راه خود را از روی ستارگان پیدا می کنند . بنابراین بعضی ایمان آوردند و گروه زیادی بر کفرشان افزوده گشت !

دشمنان اسلام در این باره دو اشکال می کنند :

اول اینکه می گویند این مطلب عجیب است و باور کردنی نیست .  دوم اینکه می گویند چرا مورخین آن را ننوشته اند !

در جواب سوال اول باید عرض کنم کدام یک از معجزات پیغمبران خدا عجیب نیست ؟ آیا بدون پدر بودن عیسی ، و شکافته شدن دریا برای موسی و عصای او عجیب نیستند ؟ اصلا مدال پیغمبری هر پیامبری همین چیزهای عجیب است و مقدار زیادی از ایمان به همین معجزات مادی است . و اگر اینکارها از آنها سر نزند ما آنها را انسان عادی می دانیم نه رسول آسمانی .

و این نکته ناگفته نماند که شق القمر ، و همه معجزات پیامبر ما در عین اینکه عجیب است برخلاف عقل نیست ، زیرا شکافته شدن و به هم پیوستن در کلیه کرات از مسائلی است که هم عقل و هم علم آن را قبول دارد و هنوز احدی از دانشمندان علم نجوم دنیا نگفته اند ممکن نیست ماه دو نیم شود .

همین کره زمین ما جدا شده از خورشید است ، پس جدا شدن قسمتی از یک کره و به هم پیوستن آن به حکم قانون جاذبه عمومی هیچ تعجبی ندارد ، و علم و عقل آن را تصدیق می نماید . پس اختلاف ما با منکرین شق القمر ، بر سر وقوع آن نیست زیرا در وقوع آن شکی و تردیدی وجود ندارد . لیکن آنها می گویند چه کسی اینکار را کرده ما می گوییم ، این عمل را خدا به وسیله ی پیامبرش برای نشان دادن خود کرده است .

در جواب اشکال دوم ( چرا مورخین آن را ننوشته اند ) باید عرض کنم که ما نباید انتظار داشته باشیم که شق القمر را مورخین بنویسند به دلیل این که :

 1- همه مردم دنیا ندیده اند زیرا همیشه نصف جهان شب است و نصف روز ، بلکه نیمی از کره دیده اند .

2- تازه همان نیم از مردم هم بیشترشان یا خواب بوده اند یا متوجه نشده اند .

3- قبلا مردم را خبر نکرده اند که فلان شب فلان ساعت منتظر چنین واقعه ای باشند .

4- تمام مردم زمان با اسلام و پیامبر مخالف بوده اند و هیچ وقت بر خلاف میل خود حرفی نمی نویسند .

5- خیلی از وقایع تاریخی یا اتفاقات ملل گذشته را مورخین ننوشته اند .

6- خیلی از وقایع را کتب آسمانی نوشته اند ، ولی مورخین ننوشته اند ، مانند طوفان نوح که شش ماه بوده است .

7- زمان شق القمر خیلی کوتاه بود و از چند دقیقه تجاوز نمی کرده از این جهت خیلی از مردم ندیدند.

گذشته از آن چه که عرض شد : کدام سند برای ما بالاتر از رویات شیعه و سنی و اخبار و آیات کتاب آسمانی  ما است آری اسلام این واقعه را قبول دارد .

 

دائرة المعارف شیعه