آیا شق القمر واقع شده بود ؟
اجتماع مسلمین را عقیده این است که یکی از معجزات رسول اکرم (ص) این بوده که ماه را بنا به خواهش کفار به دو نیم کرده است . و در این باب شیعه و سنی و سایر فرق اسلام هم عقیده هستند ، و خود قرآن نیز در آیه ای به این مطلب اشاره می کند ( سوره ی قمر آیه 1 و 2 ) :
اِقتَرَبَتِ السّاعة وَ انشَقَّ القَمَرُ ، وَ اِن یَرَوا آیة یُعرِضُوا وَ یَقولوا سِحرٌ مُستَمِر
قیامت نزدیک شد و ماه به دو نیم شد و اگر مردم ببینند معجزه ای ، اعراض می کنند و می گویند این سحر و جادوئی دائمی است .
قبل از اینکه داستان شق القمر را بیان کنیم خوب است به اشکالاتی که دشمنان اسلام درباره این آیه عنوان می کنند اشاره کنیم .
آنها می گویند از جمله " نزدیک شد قیامت " معلوم می شود که یکی از علائم آخر الزمان و نزدیک شدن قیامت دو نیم شدن ماه باشد ، و این آیه مربوط به معجزه پیغمبر نیست . بلکه از علائم نزدیک شدن قیامت است .
در این باره باید عرض کنم از روز اول جهان تا زمان پیغمبر اسلام (ص) مرتب پیامبرانی برای بشر می آمدند و هر یک معجزه ای داشتند و کارهای خارق العاده می کردند خداوند در این آیه در عین اینکه می خواهد معجزه پیغمبر اسلام را بیان کند ، در عین حال می خواهد بگوید :
« این معجزه آخرین معجزه ای است که به وقوع می پیوندد و بعد از آن دیگر پیغمبر و معجزه ای نیست » . و بلافاصله قیامت است . یعنی شق القمر و قیامت مانند دو انگشت به هم چسبیده است .
گذشته از این در صریح آیه آمده است : انشق القمر ، یعنی ماه دو نیم شد نه اینکه دو نیم خواهد شد .
ثانیا : اگر دو نیم شدن ماه مربوط به آخر الزمان باشد کلمه سحر معنی ندارد . زیرا همیشه سحر را به یک ساحر نسبت می دهند ، و دیده یا شنیده نشده که به عمل طبیعی نسبت سحر بدهند . بنابراین معلوم می شود که این عمل از پیغمبر ( ص) که به آن حضرت نسبت سحر و جادوگر داده اند ، و خود به خود این عمل در آینده به وقوع نخواهد پیوست .
ثالثا : آیه ی بعد از این آیه مطلب را بیشتر روشن می کند و می فرماید :
وَ کَذبُوا وَ اتَّبَعُوا اَهواءَهُم
یعنی : سپس تکذیب کردند و از خواهش های نفسانی خود پیروی کردند .
از این آیه معلوم می شود :
اولا : شق القمر واقع شده
و ثانیا : مردم تکذیب کرده اند و مثل همیشه ایمان نیاورده اند .
ثالثا : معلوم می شود تکذیب بعد از رؤیت بوده است .
رابعا : معلوم می شود شق القمر برای هدف خداشناسی بوده ، زیرا به آن " آیة " لقب داده اند . آیت یعنی چیزی که انسان به خدا پی می برد . پس معلوم می شود قبلا قراردادهایی بسته شده ، و کفار آیت ( معجزه ای ) می خواسته اند و خدا هم در قرآن شق القمر را آیت لقب داده ، یعنی نشانه ای که انسان را به خدا نزدیک کند ، ولی اگر بگوییم دو نیم شدن ماه قبل از قیامت رخ می دهد این دیگر آیت نیست و بلکه یک عمل طبیعی است که عاملش طبیعت است . هزاران مرتبه خسوف و کسوف می شود ، خیلی اتفاق می افتد مثل زلزله ، یا ستاره ای منفجر می شود و ... اینها آیت نیست بلکه عمل طبیعت است .
خامسا : از کلمه " کذبوا " معلوم می شود که از آنها تصدیق خواسته اند و آنها تکذیب کرده اند . زیرا همیشه تکذیب و تصدیق با هم می آیند . مثلا در امری از انسان تصدیق و اعتراف می خواهند ولی انسان تکذیب می کند ، اگر شق ماه مربوط به آخر الزمان باشد از کسی تصدیق نخواسته اند تا تکذیب کند . اصلا خود کلمه "کذبوا " می رساند که مردم خودشان این عمل را از پیغمبر(ص) خواسته بودند و وعده تصدیق داده بودند و بعد می فرماید : اتبعوا اهوائهم ، یعنی مطابق عقل رفتار نکردند و به قولی که داده بودند عمل نکردند و پیروی از هوای نفسانی کردند .
سادسا : ما این مطلب را می دانیم که همیشه آیات قرآن احتیاج به روایت دارد و باید عرض کنم صدها نفر از مسلمین و غیره این منظره را دیدند و هر کدام روایاتی نقل نمودند و اصحاب پیغمبر (ص) این مطلب را ذکر کرده اند و شیعه و سنی در روایات خود به آن اشاره کرده است .
و خلاصه داستان این چنین است که :
ابوجهل به کفار پیشنهاد کرد که محمد ساحر است ، سحر او در زمین اثر می کند ، چیزی در آسمان از او بخواهیم . و آن شب ، شب چهاردهم ذی الحجه بود که آنها خدمت آن حضرت آمدند و گفتند : اگر تو ادعای نبوت داری ماه را برای ما دو نیم کن تا به تو ایمان بیاوریم . آن حضرت دعا کرد و ماه به دو نیم شد و سپس سر به سجده گذاشت و شکر کرد ، و بعد از آن دوباره با اشاره آن حضرت ماه به حال اول برگشت . کفار گفتند اکنون قافله ها از راه می رسند ما از آنها می پرسیم اگر آنها این منظره را دیده بودند که معلوم می شود حقیقت است ، واگرنه پیداست که جادوست ، همه در کنار دروازه آمدند و کاروانیان به محض ورود اول آنها ابتدای کلام کردند و از کفار پرسیدند آیا ماه را دیدید که دو نیم شد یا نه ؟
و پر واضح است که شبها عرب ها در صحراها تمام نگاهشان به آسمان و ستاره هاست و راه خود را از روی ستارگان پیدا می کنند . بنابراین بعضی ایمان آوردند و گروه زیادی بر کفرشان افزوده گشت !
دشمنان اسلام در این باره دو اشکال می کنند :
اول اینکه می گویند این مطلب عجیب است و باور کردنی نیست . دوم اینکه می گویند چرا مورخین آن را ننوشته اند !
در جواب سوال اول باید عرض کنم کدام یک از معجزات پیغمبران خدا عجیب نیست ؟ آیا بدون پدر بودن عیسی ، و شکافته شدن دریا برای موسی و عصای او عجیب نیستند ؟ اصلا مدال پیغمبری هر پیامبری همین چیزهای عجیب است و مقدار زیادی از ایمان به همین معجزات مادی است . و اگر اینکارها از آنها سر نزند ما آنها را انسان عادی می دانیم نه رسول آسمانی .
و این نکته ناگفته نماند که شق القمر ، و همه معجزات پیامبر ما در عین اینکه عجیب است برخلاف عقل نیست ، زیرا شکافته شدن و به هم پیوستن در کلیه کرات از مسائلی است که هم عقل و هم علم آن را قبول دارد و هنوز احدی از دانشمندان علم نجوم دنیا نگفته اند ممکن نیست ماه دو نیم شود .
همین کره زمین ما جدا شده از خورشید است ، پس جدا شدن قسمتی از یک کره و به هم پیوستن آن به حکم قانون جاذبه عمومی هیچ تعجبی ندارد ، و علم و عقل آن را تصدیق می نماید . پس اختلاف ما با منکرین شق القمر ، بر سر وقوع آن نیست زیرا در وقوع آن شکی و تردیدی وجود ندارد . لیکن آنها می گویند چه کسی اینکار را کرده ما می گوییم ، این عمل را خدا به وسیله ی پیامبرش برای نشان دادن خود کرده است .
در جواب اشکال دوم ( چرا مورخین آن را ننوشته اند ) باید عرض کنم که ما نباید انتظار داشته باشیم که شق القمر را مورخین بنویسند به دلیل این که :
1- همه مردم دنیا ندیده اند زیرا همیشه نصف جهان شب است و نصف روز ، بلکه نیمی از کره دیده اند .
2- تازه همان نیم از مردم هم بیشترشان یا خواب بوده اند یا متوجه نشده اند .
3- قبلا مردم را خبر نکرده اند که فلان شب فلان ساعت منتظر چنین واقعه ای باشند .
4- تمام مردم زمان با اسلام و پیامبر مخالف بوده اند و هیچ وقت بر خلاف میل خود حرفی نمی نویسند .
5- خیلی از وقایع تاریخی یا اتفاقات ملل گذشته را مورخین ننوشته اند .
6- خیلی از وقایع را کتب آسمانی نوشته اند ، ولی مورخین ننوشته اند ، مانند طوفان نوح که شش ماه بوده است .
7- زمان شق القمر خیلی کوتاه بود و از چند دقیقه تجاوز نمی کرده از این جهت خیلی از مردم ندیدند.
گذشته از آن چه که عرض شد : کدام سند برای ما بالاتر از رویات شیعه و سنی و اخبار و آیات کتاب آسمانی ما است آری اسلام این واقعه را قبول دارد .
دائرة المعارف شیعه