تقصیر اسلام چیست ؟
از اروپا برگشته ای به من می گفت من مقدار زیادی از کشورهای جهان را گشتم و دیدم اکثر کشورهای پیشرفته مسیحی هستند ، و مقدار زیادی از کشورهای عقب افتاده ملتهای مسلمانند. به او گفتم اولا ملت های دیگری هم هستند که نه مسلمانند و نه مسیحی و نه معتقد به هیچ یک از ادیان ، آنها نیز پیشرفته اند . اصولا پیشرفت در راه صنعت و اقتصاد کار می خواهد ، فعالیت و کوشش و صبر لازم دارد . هر کس و پیرو هر آیین که فعالیت مداوم کند پیشرفت می نماید . اما شما باید به من ثابت کنید که پیشرفت ملت های مسیحی مرهون دین آن ها بوده ! آیا می توانید سهم پیشرفت مسیحیان را از دین خود ، و سهم عقب افتادگی مسلمین را از عقیده خود برای من تشریح کنید !
به عبارت دیگر آیا می توانید بگویید کجای اسلام نقصی داشته تا مسلمین را عقب مانده نگاه داشته ؟ و کجای مسیحیت امتیازی داشته تا مسیحیان را پیشروی داده است !
این مرد کمی فکر کرد و سکوت اختیار کرد . سپس گفت ما مجبوریم جامعه های مسلمان و غیر مسلمان را با هم مقایسه کنیم . گفتم اشتباه شما همین جاست . شما باید یک عقیده و یک مذهب را مستقلا بررسی کنید ، سپس اظهار نظر فرمایید نه عمل پیروان آن را ! زیرا ممکن است پیروان مذهبی به دستورات مذهب خود عمل نکنند . برای مثل می گوییم : برای اینکه بدانیم پزشکی خوب است یا بد ، باید نسخه او را بررسی کنیم نه عمل مریض را . زیرا ممکن است مریض به تجویز پزشک خود بی اعتنائی کرده باشد . بنابراین این مسلمان ها که می بینید مسلمان کامل و حقیقی نیستند به دلیل اینکه به همه قوانین اسلام عمل نمی کنند . اگر آنها سستی کنند تقصیر اسلام چیست ؟
نقطه مقابل اسلام دین مسیح ( تحریف شده ) است که نه تنها پیروان خود را به ترقی و پیشرفت های صنعتی دعوت نمی کند ، بلکه عامل توقف و رکود فکری هر فردی است . مسیحیت پایه اش بر رهبانیت و کناره گیری از مردم است . مسیحیت قرن ها ملت های مستعدی را در تاریک خانه ها و دیرها زندانی کرد . مسیحیت قرن ها دانشمندان را به جرم اکتشافات علمی سوزاند و خاکستر آنها را به باد داد . مسیحیت قرن ها دانشمندان محقق را به جرم تحقیق پای میز محاکمه و چوبه دار کشاند .
پس به این جمله من خوب توجه کنید ، من می گویم : پیشرفت علمی و اقتصادی و مالی ملت های مسیحی از روزی آغاز شد که مسیحیان دست از دین خود برداشتند و درست برعکس عقب افتادگی مسلمان ها نیز از روزی آغاز شد که مسلمین دست از اسلام کشیدند و قوانین آن را عمل نکردند . به عبارت دیگر بی دینی مسیحیان عامل پیشرفت ، و بی دینی مسلمانان عامل عقب افتادگی آنان گردید .
اصلا مسیحیت چیزی نیست که درباره آن صحبت شود ، قید و بندی و مانعی در زندگی مسیحیان بوجود نیامده ، مسیحیت یک عقیده منفی و بی طرف است و زیان آن برای پیشرفت صنعت بیشتر از نفع آن است . برای ترقی اخلاق تنها تفاوت یک مسیحی با یک ماتریالیست این است که او روز یکشنبه در کلیسا شرکت می کند و به سرود کشیش گوش می کند وگرنه نه این ها دین دارند و نه آنها عقیده ای .
اما این تنها اسلام است که هر کس وارد دائره آن می شود بلافاصله تکلیف پیدا می کند . موظف می شود ، مجبور به یک سلسله عبادات و امور اجتماعی می شود و خلاصه دیگر نمی تواند منفی باشد.
اسلام می گوید ای انسان ها اگر شما به قوانین من عمل کنید نه زیر بار استعمار میروید و نه فقر و تنگدستی شما را می آزارد و قطعا بدانید بر همه جهان حکومت خواهید کرد . لیکن اگر به حرف و گفتار اکتفا نمایید وضع شما همین است که می بینید .
و این حقیقت را قرآن در سوره آل عمران آیه 138 اینطور بیان می فرماید :
سست نباشید ، اندوهگین نباشید ، قطعا بدانید شما بر همه ملت ها و جامعه ها برترید به شرط اینکه ایمان داشته باشید و عمل کنید .
دائرة المعارف شیعه