مشاهده زنده

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

 

خدمات موسسه

آژانس مسافرتی مفید پرواز

دفتر وکالت و مشاوره حقوقی

مشاوره ازدواج و خانواده

آموزش رایانه و اینترنت

آموزش زبان انگلیسی

کلاس های درسی تقویتی

کلاس های اخلاق ویژه آقایان

کلاس های دینی ویژه بانوان

کلاس های ورزشی ویژه بانوان

کلاس های ویژه کودکان

پاسخگویی به سوالات شرعی

دریافت وجوهات شرعی

...و

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نباید به چشم کودکی به بچه ها نگاه کرد

 

او نایل شدن به مقامات بلند را مدیون عشقی می داند که سینه به سینه از اجدادش به وی رسیده است و در این میان دلسوختگی مادر نسبت به وجود مبارک امام حسین (ع) نقشی ملموس تر دارد .

او می گوید :

مادرم از زنان مومنی بود که به خواندن زیارت عاشورا در هر روز مداومت داشت ، طوری که بعد از نماز صبح که مشغول تعقیبات نماز و از جمله زیارت عاشورای کامل می شد. او در حالی که برای فرزندانش صبحانه آماده می کرد زیارت را می خواند و انوار و برکات این زیارت عظیم در غذایی که فرزندان از آن می خورند ، جاری می شد و نور ولایت اهل بیت و برائت از دشمنان آنان در رگ هایشان جریان می یافت .

در جایی دیگر اینگونه از مادر و نحوه ی تربیتش سخن می گوید :

راز توفیق و رسیدن من به این مقام آن است که مادرم به من می گفت : فرزندم هاشم ! از وقتی تو را باردار شدم تا وقتی که وضع حمل کردم هر روز بعد از فریضه ی صبح زیارت عاشورا می خواندم.

سید هاشم حداد (ره) اینگونه از همان آغاز با عشق امام حسین (ع) عجین می شود و عارفی می شود که تنها به حضرت محبوب می اندیشد و کمال انقطاع در او بروز می نماید .

اگرچه تا مقدمات بیشتر نخوانده بود اما بسیار شگفت انگیز بود ، هر سوالی که از او می پرسیدی ، جوابی محکم می داد ، بدون آنکه آن درس را خوانده باشد .

گویی به معدن علم و نور و عظمت واصل بود و جز او نمی دید چرا که بسیار خوانده بود :

الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة  ( مناجات شعبانیه )

سید هاشم حداد آن گونه که خود تربیت یافت در تربیت فرزند نیز می کوشید محبت معشوقانش را در جان و دل آنها حک نماید . و به همین علت بود که می گفت :

خوب است قنداقه ی نوزادان را تا چند ماهگی در مجالس علم و محافل ذکر و حسینیه و محل های عزاداری که نام حضرت سید الشهدا (ع) برده می شود ببرید . چرا که نفس طفل همچون مغناطیس است و علوم و اوراد و اذکار و قدوسیت روح امام حسین (ع) را جذب می کند . طفل زبان ندارد ولی ادراک می کند و روحش در دوران کودکی اگر در محل معصیت برده شود ، آن جرم و گناه او را آلوده می کند و اگر در محل ذکر و عبادت و علم برده شود آن پاکی و صفا را به خود می گیرد.

او معتقد بود که نباید به چشم کودکی به بچه ها نگاه کرد و می گفت :

آنها در حقیقت بزرگند و باید به آنها احترام گذاشت .

شاهد این مدعا را علامه تهرانی در کتاب روح مجرد اینگونه بیان می کند :

ایشان دختری به نام فاطمه داشتند که در دو سالگی فوت کرد . می فرمودند : مرگ او در شب بود و ما او را در کنار اتاق نهادیم تا فردا دفن کنیم . من قدری به او به نظر بچه نگاه می کردم یعنی کودکی از دنیا رفته و آن قدر حائز اهمیت نیست . همان شب نفس او را دیدم که از گوشه ی اتاق بزرگ شد و تمام خانه را فرا گرفت . کم کم بزرگتر شد و تمام کربلا را گرفت و بدون فاصله تمام دنیا را گرفت و آن طفل حقیقت خود را نشان می داد که من با اینکه کودکم ، چقدر بزرگم .

ایشان می فرمودند :

این عظمت حقیقی اوست فلذا ما باید به اطفال خود احترام بگذاریم و به نظر بزرگ به آنها بنگریم زیرا که بزرگند و ما ایشان را خرد می پنداریم ، ابراهیم پسر دو ساله ی رسول الله (ص) به قدری بزرگ بود که اگر می ماند به مثابه ی خود پیامبر ، بزرگ می شد کانه پیامبر ، همان فرزندش ابراهیم است که بزرگ شده و ابراهیم ، همان پیامبر است ، نهایت امر در دوران خردسالی و طفولیت .

او خطای کودکان را با تنبیه پاسخ نمی داد و تندی در او راه نداشت .

دخترش می گوید : در برابر خطای بچه های می خندید و با صحبت کردن ، خطای آنها را گشزد می کرد .

سید قاسم حداد نیز شیوه ی او را در برابر خطای فرزندان اینگونه توصیف می کند :

خطا را با نصیحت و لطف تذکر می داد و هیچ وقت با خشونت رفتار نمی کرد .

خیلی کم عصبانی می شد و عصبانیش ظاهری بود ، ایشان می گوید :

اگر با مردم و فرزندان خود ، دعوا می کنی طوری بکن که نه خودت اذیت شوی و نه به آنها صدمه ای برسد . اگر از روی جد دعوا کنی برای طرفین صدمه دارد . تو که از دست مردم فرار می کنی برای آن است که اذیت آنها به تو نرسد یا اذیت تو به آنها نرسد ؟! صورت دوم خوب است نه صورت اول ، و صورتی بهتر نیز هست و آن اینکه خود و آنها را آزار ندهی.

یکی از شاگردانش می گوید :

با بچه ها دوست و صمیمی بود و در خلال همان محبت های پدرانه ، نکات مذهبی واخلاقی را نیز به بچه ها تذکر می داد . فرزندانش هیچ اجباری برای انجام اعمال عبادی نداشتند و آن قدر اعمال عبادی پدر زیباست که خود به خود به آن جذب می شدند.

خانم سیده علویه حداد در این مورد می گوید :

تعلیمات مذهبی را فقط یاد می دادند دیگر هر کس خودش می دانست چه کاری انجام دهد .

 

اصول فرزنداری