بیا جانا که جانان خواهد آمد
بیا جانا که جانان خواهد آمد
امیر شاه خوبان خواهد آمد
بر این دنیای ظلمانی سرانجام
شهی چون ماه تابان خواهد آمد
بگو از ما به جمع مستمندان
که شاه فضل و احسان خواهد آمد
مریضان،دردمندان مژده بادا
طبیب درد و درمان خواهد آمد
مکش ای دل ز هجران آه سوزان
که دیگر غم به پایان خواهد آمد
ملائک در رکاب و التزامش
به جاهی بس فراوان خواهد آمد
مگر صاحب ندارد دین و قرآن
به قرآن عصر قرآن خواهد آمد
به سر آن پرچم نصر من الله
به کف شمشیر بران خواهد آمد
بشارت بادت ای شیعه که مهدی
به قربانش سرو جان خواهد آمد
مخور غم چون به پایان روزگار انتظار آید
رود سرمای دی آندم که هنگام بهار آید
خزان بر تخت یغما چند روزی بیش ننشیند
صبا با جیش نوروزی و لطف بی شمار آید
جهان از نو جوان گردد ز انفاس مسیحایش
اگر آن ماه کنعانی به طرف لاله زار آید
به پایان می رسد تاریکی شبهای غم افزا
چو خورشید جهان آرا برون از کوهسار آید
فدای مقدمش سازم هزاران بار جانم را
اگر دانم ز روی لطف بر سویم نگار آید
دو چشمم منتظر بر در چو یعقوب از غم یوسف
که شاید پیک مصری را بدین درگه گذار آید
جهان در انتظار و من به امیدم که تا روزی
همایون طلعتم مهدی به کردگار آید